|
دینی
|
|
|
|
||||
|
1 - نامه امام به نجاشى والى اهواز كه به نام رساله عبد الله بن نجاشى شهرت دارد. نجاشى مؤلف رجال گويد كه وى به جز اين رساله، تصنيف ديگرى از امام صادق (ع) نديده است. اما مىتوان نظر نجاشى را چنين توجيه كرد كه اين تنها اثرى است كه به دست امام صادق (ع) تدوين شده و باقى آثار از جمله چيزهايى است كه توسط راويان آن حضرت جمع آورى شده است. 2 - رسالهاى از آن حضرت كه صدوق در كتاب خصال آن را ذكر كرده و سندش را از اعمش به امام صادق رسانيده است. اين نامه حاوى احكام اسلامى از قبيل وضو و غسل و انواع آنها و نماز و اقسام آن و زكات، زكات مال و زكات فطره، و حيض و صيام و حج و جهاد و نكاح و طلاق، صلوات بر پيامبر (ص) و دوستى اولياى خدا و برائت از دشمنان خدا و نيكى به پدر و مادر و حكم متعه ازدواج و حج و احكام اولاد و كردار بندگان و جبر و تفويض و حكم كودكان و عصمت پيامبران و ائمه و مخلوق بودن قرآن و وجوب امر به معروف و نهى از منكر و معناى ايمان و عذاب قبر و بعث و تكبير در عيد فطر و قربان و احكام زنى كه وضع حمل كرده و احكام خوردنيها و نوشيدنيها و صيد ماهى و قربانى و گناهان كبيره و مسائلى از اين قبيل، مىباشد. 3 - كتابى در توحيد كه به خاطر نام روايتگر آن توحيد مفضل نام دارد. اين كتاب در رد دهريون و اثبات خداوند جزو بهترين كتابها به شمار مىرود و تمام آن در ضمن بحار الانوار موجود است. همچنين اين كتاب به صورت جداگانه با چاپ سنگى در مصر به چاپ رسيده است. و بنابر آنچه در مجله المقتبس خواندهام اين كتاب در استانبول هم به چاپ رسيده كه هنوز آن را نديدهام. 4 - كتاب اهليلجة، اين كتاب هم به وسيله مفضل بن عمر روايتشده و در ضمن بحار الانوار موجود است. در مقدمه بحار آمده است كه سياق كتابهاى توحيد (مفضل) و اهليلجة بر صحت آنها دلالت دارد. سيد على بن طاوس در كشف المحجة لثمرة المهجه در آنجا كه فرزندش را سفارش مىكند، گويد: به كتاب مفضل بن عمر كه امام صادق (ع) آن را بر وى املا فرموده بنگر كه درباره آثار و پديدههايى است كه خداوند آفريده است. و نيز كتاب اهليلجة را بخوان كه كتاب بس پرارزشى است. اما در فهرست ابن نديم آمده است: نويسنده كتاب اهليلجة معلوم نيست و گويند آن را امام صادق (ع) نوشته است اما اين محال است. اما ابن نديم درباره علت محال بودن اين امر هيچ دليلى نياورده است. 5 - كتاب مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة كه منسوب به امام صادق (ع) است. اين كتاب همراه با كتاب جامع الاخبار چاپ شده است. اما مجلسى در مقدمه بحار درباره آن گفته است: در اين كتاب مطالبى آمده كه خواننده خردمند و مطلع را با ترديد مواجه مىكند. اسلوب اين كتاب شبيه ديگر سخنان و آثار ائمه (ع) نيست و الله يعلم. مؤلف كتاب وسايل در پايان كتاب هداية گويد: از جمله كتابهايى كه بر ما ثابت است كه قابل اعتماد نيست و از آنها نقل نكرديم كتاب مصباح الشريعة منسوب به امام صادق (ع) است. زيرا سند آن ثابتشده نيست و در آن سخنانى آمده كه مخالف با تواتر است. صاحب رياض العلما نيز به هنگام ذكر كتابهاى مجهول و ناشناخته مىنويسد: مصباح الشريعة در اخبار و مواعظ كتابى معروف و متداول است. . . . بلكه اين كتاب از تاليفات يكى از صوفيان است. اما ابن طاوس و ظاهر عبارت سيد على بن طاوس در كتاب امان الاحظار نشان مىدهد كه وى بر اين كتاب اعتماد داشته است. زيرا در آنجا مىگويد: از جمله كتابهايى كه بايد با مسافر همراه باشد كتاب اهليلجة است. اين كتاب حاوى مناظره امام صادق (ع) با طبيبى هندى است كه درباره شناختخداوند جل جلاله به طرزى عجيب و بديهى استدلال شده به طورى كه آن طبيب هندى پس از اين مناظره به الوهيت و يگانگى خداوند اقرار كرده است. همچنين كتاب مفضل بن عمر كه از امام صادق (ع) روايت كرده و در زمينه وجوه حكمت در خلقت گيتى و آشكار كردن اسرار آن است، بايد همراه مسافر باشد. اين كتاب در نوع خود بسيار شگفتآور است. و نيز كتاب مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة از امام صادق (ع) بايد با مسافر باشد. اين كتاب درباره سلوك به سوى خداوند و توجه به او و دستيابى به اسرارى كه در آن نهفته است، بس لطيف و گرانقدر است. كفعمى در مجموع الغرائب روايات بسيارى را با لفظ قال الصادق از مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة نقل كرده است. شهيد ثانى در كشف الريبة و نيز در منية المريد و مسكن الفواد و اسرار الصلاة رواياتى از مصباح الشريعة نقل كرده و آنها را قاطعانه به امام صادق (ع) نسبت داده و در پايان برخى از آنها آورده است: آنچه گفته شد تماما از كلام امام صادق (ع) بود. سيد حسين قزوينى در كتاب جامع الشرايع، به هنگام ذكر مآخذ كتاب، گويد: مصباح الشريعة به شهادت شارح فاضل شهيد ثانى و سيد بن طاوس و مولانا محسن كاشانى و عدهاى ديگر منسوب به امام صادق (ع) است. بنابراين، پس از تاييد اينان جايى براى تشكيك و ترديد در اين كتاب باقى نمىماند. 6 - رساله آن حضرت خطاب به يارانش. كلينى اين رساله را در آغاز روضة كافى به سند خود از اسماعيل بن جابر از ابو عبد الله (ع) نقل كرده است: امام صادق (ع) اين رساله را براى اصحاب خود مرقوم داشت و به آنها دستور داد كه آن را به يكديگر درس دهند و در آن نظر كنند و آن را فراموش نكنند و بدان عمل كنند. اصحاب نيز اين رساله را در جايگاه عبادت خود در خانههاشان گذارده بودند و چون از كار فراغ مىيافتند آن را مىخواندند. كلينى در همان كتاب به سند خود از اسماعيل بن مخلد سراج نقل كرده كه گفت: اين نامه از طرف امام صادق (ع) خطاب به اصحابش ابلاغ گرديد، آغاز اين نامه چنين است: «بسم الله الرحمن الرحيم. اما بعد، از پروردگارتان عافيت طلب كنيد». آنگاه تمام نامه را ذكر كرده است. همچنين قسمتى از آغاز اين نامه در تحف العقول تحت عنوان رساله امام به گروهى از پيروان و يارانش، ذكر شده است. 7 - رساله امام به پيروان شيوه راى و قياس. 8 - رساله آن حضرت درباره غنايم و وجوب خمس در آنها. در تحف العقول اين قسمت و تا بخش شانزدهم از اين رساله، نقل شده است. 9 - سفارش امام صادق (ع) به عبد الله بن جندب. 10 - سفارش آن حضرت به ابو جعفر محمد بن نعمان احول. 11 - رسالهاى كه برخى از شيعيان آن را نثر الدرر ناميدهاند. 12 - سخنان آن حضرت در وصف محبت اهل بيت و توحيد و ايمان و اسلام و كفر و فسق. 13 - رساله آن حضرت درباره وجوه معيشت و كسب و كار بندگان و وجوه اخراج اموال. امام (ع) اين نامه را در پاسخ كسى كه از وى درباره جهات معيشتبندگان كه در آنها كسب و كار و معامله بين يكديگر انجام مىدهند و نيز وجوه نفقات پرسيده بود، نوشت. 14 - رساله آن حضرت در احتجاج بر صوفيه كه آن حضرت را از طلب رزق و روزى نهى مىكردند. 15 - گفتار آن حضرت درباره خلقت انسان و تركيب او. 16 - كلمات قصار آن حضرت. ما برگزيدهاى از اين سخنان را كه در تحف العقول نقل شده، در بخش حكم و آداب آن حضرت ذكر خواهيم كرد. در اين باره، كتابهاى ديگرى از امام صادق (ع) موجود است كه اصحاب آن حضرت بر اساس آنچه كه از وى روايتشده، گرد آوردهاند. از اين رو منتسب ساختن كتب مزبور به امام صادق (ع) صحيح به نظر مىرسد. چرا كه املا خود يكى از طرق تاليف است. نجاشى در كتاب خود، نام پنج كتاب از اين قبيل را ياد مىكند و نحوه دستيابى خود را بدانها تذكر مىدهد. البته بعيد نيست كه برخى از كتابهايى كه نجاشى نام برده با آنچه قبلا ياد شد، تداخل پيدا كند. اين كتابها عبارتند از: الف: نسخهاى كه نجاشى به هنگام ذكر زندگانى محمد بن ميمون زعفرانى از آن ياد كرده است. وى درباره محمد بن ميمون گويد: او از اهل سنت است و فقط يك روايت از امام صادق (ع) نقل كرده است. ب. روايتى كه فضيل بن عياض از امام صادق (ع) نقل كرده است. نجاشى در شرح زندگانى فضيل گويد: او از مردم بصره و از ثقات اهل سنتبود و از امام صادق (ع) يك روايت نقل كرده است. ج. نسخهاى كه عبد الله بن ابى اويس بن مالك بن عامر اصبحى همپيمان بنى تميم بن مرة بن ابو اويس، از آن حضرت نقل كرده است. نجاشى درباره او گويد: او نسخهاى از امام جعفر بن محمد (ع) روايت كرده است. د. نسخهاى كه ابراهيم بن رجاء شيبانى نقل كرده است. نجاشى گويد: وى از امام جعفر صادق (ع) نسخهاى روايت كرده است. ه. نسخهاى كه سفيان بن عينية بن ابى عمران هلالى نقل كرده است. نجاشى گويد: او نسخهاى از امام جعفر بن محمد روايت كرده است. و. كتابى كه جعفر بن بشير بجلى روايت كرده است. شيخ طوسى در الفهرست گويد: جعفر كتابى دارد كه منسوب به امام صادق (ع) به روايت على بن موسى الرضا (ع) مىباشد. ز. مجموعه رسايل آن حضرت كه جابر بن حيان كوفى آن را روايت كرده است. يافعى در كتاب مرآة الجنان گويد: امام صادق (ع) در علوم يكتاشناسى و غير آن سخنان ارزشمندى دارد. و شاگرد او، جابر بن حيان، كتابى در هزار برگ تاليف كرده كه رسايل آن حضرت را كه حدود پانصد رساله است، در برمىگيرد. نگارنده: هيچيك از بزرگان شيعه، كه درباره رجال شيعه و اصحاب ائمه كتابها نوشتهاند مانند شيخ طوسى و نجاشى و معاصران و پيشينيان و متاخران از آنها، درباره اينكه جابر بن حيان از شاگردان يا اصحاب امام صادق (ع) بوده است، سخنى نگفتهاند. حال آنكه اينان در مذهب خود از ديگران آگاهتر هستند. البته در فهرست ابن نديم گفته شده است: شيعيان گويند كه جابر بن حيان يكى از بزرگان شيعه و ابواب آنان بوده است. ابن نديم در ادامه گويد: «شيعيان گمان مىكنند كه جابر از اصحاب امام صادق (ع) بوده است. . . و سپس گفته است: جابر كتابهايى در مذاهب شيعه دارد كه آنها را در جاى خود ياد خواهم كرد». البته تفصيل مطلب به هنگام شرح زندگانى جابر نقل خواهد شد. اين مطلبى بود كه ما در آغاز آن را نوشته بوديم، اما بعدا بر ما ثابتشد كه جابر بن حيان در زمره شاگردان امام صادق (ع) جاى داشته است. ك. تقسيم الرؤيا، در كشف الظنون است كه تقسيم الرؤيا از تاليفات امام جعفر صادق (ع) است. در الذريعة آمده است كه ما سندى مبنى بر اين كه اين كتاب به كس ديگرى جز امام صادق (ع) منسوب باشد پيدا نكرديم. اما ظاهرا مىتوان گفت كه اين كتاب تاليف يكى از شيعيان به استناد روايات امام صادق (ع) است. آنچه گفته شد مربوط به كتابهايى بود كه تا كنون تدوين گرديده و به نامهاى خاصى شناخته شده است. وگرنه آنچه دانشمندان از آن حضرت در شاخههاى گوناگون علمى همچون كلام و توحيد و ساير اصول دين و فقه و اصول فقه و طب و مناظره و حكمت و موعظه و آداب و غيره نقل كردند، آن چنان فراوان و بسيار است كه نمىتوان آنها را برشمرد. و براى آگاهى از آنها بايد به كتابهاى حديثى كه متكفل جمعآورى سخنان آن حضرت شدهاند، رجوع كرد. كتاب: سيره معصومان، ج 5، ص 77 نويسنده: سيد محسن امين ترجمه: على حجتى كرمانى
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 9:49 توسط امیر حسین شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 9:40 توسط امیر حسین شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ذکر ایام هفته
روزی 100 مرتبه یا من اسمه دوا و ذکره شفا شنبه یا رب العالمین
یکشنبه یا ذوالجلال والاکرام دوشنبه یا قاضی الحاجات سه شنبه یا ارحم الراحمین چهارشنبه یا حی یا قیوم پنج شنبه لا اله الا الله ملک الحق المبین جمعه صلوات التماس دعا
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 17:51 توسط امیر حسین شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
زکات
مسافری که خرجی آن تمام شده ، یا اموالش به سرقت رفته ، یا مرکبش از کار افتاده ، چنانچه سفر او سفر معصیت نباشد و نتواند با فروختن چیزی یا قرض کردن مالی خود به مقصد برساند ، می تواند زکات بگیرد ، هر چند در وطن خود فقیر نباشد و لازم نیست بعد از رسیدن به وطن مقداری که از باب زکات گرفته برگرداند ، ولی اگر بعد از رسیدن به وطن چیزی از زکات زیاد آمده باشد باید آن را به حاکم شرع بدهد و بگوید زکات است . از توضیع المسائل آیت الله مکارم شیرازی صفحه ۳۰۸ تلفن دفتر تلفن ۰۳۱۱۲۲۵۳۶۰۰
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 11:15 توسط امیر حسین شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
صلوات از سخنان امام حسن عسگری(ع)
بسیار یاد خدا و مرگ باشید . قرآن زیاد بخوانید و بر پیغمبر بسیار صلوات بفرستید ؛ زیرا صلوات بر رسول خدا (ص) ده برابر پاداش دارد . صلوات در سخنان آقا امیر المومنان ( ع) آقام امیر المومنان ( ع) فرمودند : صلوات فرستادن بر پیغمبر خدا (ص) گناهان را بهتر از آبی که آتش را خاموش کند از بین می برد .سلام فرستادم برپیامبر (ص) از آزاد کردن چند بنده اسیر ،برتر و دوستی رسول خدا (ص) ،از جان نثاری و ریختن خون یا شمشیر زدن در راه خدا بالا تر است . فرشته مامور رساندن صلوات حضرت امام صادق (ع) فرمود : خدا ملکی را بر قبر رسول خدا (ص) موکل گردانیده است که به او طهلیل می گوید و وقتی یکی از از شما بر آن حضرت صلوات یا سلام فرستد ، آن ملک به عرض آن حضرت می رساند که فلان کس سلام و صلوات فرستاده است و آن سلام را به قبر آن حضرت می رساند صلوات ناقص حضرت محمد (ص) هرکس برمن صلوات ناقص بفرستد ولی بر آل من صلوات نفرستد ، بوی بهشت به نخواهد رسید ؛در حالی که بوی بهشت پانصد ساله استشمام می شود .
این سخنان از کتاب صلوات کلید حل مشکلات گرفته شده
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 10:50 توسط امیر حسین شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
میلاد با سعادت رسول اکرم (ص) ولادت امام صادق (ع) را به تمامی شیعیان جهان مبارک باد
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 10:34 توسط امیر حسین شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چهل حديث اخلاقي از امام رضا عليه السلام :1- سه ويژگى برجسته مؤمن
احادیثی از حضرت محمد مصطفی (ص) حضرت محمد (ص) : نگاه کردن فرزند به پدر و مادرش از روی محبت عبادت محسوب میشود. بحارالانوار جلد 74 صفحه 80 حضرت محمد (ص) : مومنان با یکدیگر برادرند و نیازهای همدیگر را برآورده میکنند و خداوند هم نیاز آنها را برطرف میکند. بحارالانوار جلد 74 صفحه 316 حضرت محمد (ص) : کسی که نیاز برادر مومن خود را برآورد مثل کسی است که روزگاری خدا را عبادت کرده است. بحارالانوار جلد 74 صفحه 302 حضرت محمد (ص) : به خدا قسم که برآوردن حاجت مومن از روزه یک ماه و اعتکاف یک ماه در مسجد بهتر است. بحارالانوار جلد 74 صفحه 285 حضرت محمد (ص) : کسی که برای رفع نیاز برادر مومن خود کوشش کند مثل این است که نه هزار سال خداوند متعال را عبادت کرده در حالیکه روزها روزه بوده و شبها هم شب زنده داری می کرده است. بحارالانوار جلد 74 صفحه 315 تو و غلو کننده ( درباره تو ) در آتش خواهند بود. بحارالانوار جلد 25 صفحه 265 حدیث 4 ابن مسعود گفت : رسول خدا (ص) ( در مسجد ) به شانه ی علی (ع) زد و سپس فرمود : این ( مرد ) و شیعیان او رستگارانند. بحارالانوار جلد 7 صفحه 178 حدیث 15 حضرت محمد (ص) : ابن عباس می گوید : از پیامبر اکرم (ص) درباره فرموده خداوند ( در قرآن ) السابقون السابقون ..... پرسیدم ؟ در پاسخ فرمود : جبرئیل گفت : آنان علی (ع) و شیعیان او هستند که به سوی بهشت پیش تاختند ( رفتند ) و به الطاف و نعمت های خداوند نزدیک شدند. بحارالانوار جلد 68 صفحه 20 حدیث 33 حضرت محمد (ص) : تا زمانی که مومن در کمک به برادر مومن خود کوشا باشد خدا هم او را کمک و یاری خواهد کرد. بحارالانوار جلد 74 صفحه 312 حضرت محمد (ص) : مهدی (عج) از فرزندان من است نامش نام من ( محمد ) و کنیه اش کنیه من ( ابوالقاسم ) میباشد در صورت و سیرت از همه کس به من شبیه تر است . برای او غیبتی است که در آن مردم دچار حیرت می گردند و بسیاری از دسته ها و گروه های مردم گمراه میشوند . آنگاه مانند ستاره تابانی از پرده غیبت به در می آید و زمین را پر از عدل و داد میکند آن چنان که پر از ظلم و ستم شده باشد. کتاب بحارالانوار جلد 51 حضرت محمد (ص) : مثل قائم ما مثل وقوع قیامت است که وقت آنرا جز خدای تبارک و تعالی نمی داند و به احدی آشکار نسازد.... جز به صورت ناگهانی پیش نخواهد آمد. کتاب بحارالانوار جلد 51 صفحه 154
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 12:19 توسط امیر حسین شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بهشت بهشت اقامتگاه ابدی مؤمنان و صالحان رستگار در جهان آخرت است و بهشتیان کسانی هستند که به تصریح قرآن، در ترازوی اعمال، کفهی کارهای نیکشان از کفهی بدیهاشان سنگینتر است. در قرآن مجید، بهشتیان به نامها و صفتهایی همچون اصحاب الیمین و اصحاب الجنه خوانده میشوند. در اینکه آیا آن بهشت موعود، اکنون نیز موجود است یا نه، میان دانشمندان اسلامی اختلاف نظر است. اکثر دانشمندان معتقدند که بهشت هم اکنون وجود خارجی دارد و برای اثبات ادعای خود به ظواهر برخی از آیات استدلال میکنند. در روایات مربوط به معراج و روایات دیگر نیز نشانههای روشنی از این موضوع دیده میشود. بنابراین میگویند بهشت در درون و باطن این جهان است اما برای ما قابل دید و درک نیست؛ به عبارت دیگر عالم آخرت و بهشت و دوزخ، بر این عالم احاطه دارد و این جهان همانند جنین در درون آن جهان قرار دارد. آیات قرآن و روایات اسلامی دلالت دارد که بهشت نیز همانند جهنم، درهایی دارد. امام باقر علیه السلام فرمود: »بهشت دارای هشت در است که عرض هر در، به اندازه چهل سال راه است«. شیخ صدوق، از علمای بزرگ شیعه، مینویسد: اعتقاد ما درباره بهشت این است که بهشت دارالبقاء و دارالسلام است. مرگ و پیری، بیماری و ناخوشی، زوال و زمینگیری، غم، فقر و خستگی و فرسودگی در آن نیست. درجات در بهشت بهشت از دیدگاه اسلامدر نظر قرآن، مؤمنان و صالحان سرانجام به جایی ابدی به نام جنت میروند و زندگی پر نعمت و خوشی را در پیش میگیرند بنا بر آیات قرآن این وعده الهی قطعی است.[۱] قرآن از دو بهشت نام برده: یکی در عالم برزخ که موقت است و دیگری در آن جهان که جاودان است.[۲] بهشت درجات و مراتبی دارد و برخی از آنها بر دیگری برتری دارند. نعمتهای بهشتی نیز بسته به درجات بهشتیان، گوناگونی دارند[۳]. توصیف ویژگیهای بهشت از دیدگاه علی ابن ابی طالب: اگر با چشم دل به آنچه که از بهشت برای تو وصف کردهاند بنگری، از انچه در دنیاست دل میکنی، هر چند شگفتی آور و زیبا باشد؟ از خواهشهای نفسانی و خوشیهای زندگانی و منظرههای آراسته و زیبای ان کناره میگیری، و اگر فکرت را به درختان بهشتی مشغول داری که شاخه هایشان همواره به هم میخورند و ریشههای آن در تودههای مشک پنهان و در ساحل جویباران بهشت قرار گرفته آبیاری میگردند، و خوشههایی از لؤلؤ آبدار به شاخههای بزرگ و کوچک درختان آویخته و میوههای گوناگونی که از درون غلافها و پوششها سر بیرون کردهاند، سرگردان و حیرتزده میگردی: شاخههای پر میوهٔ بهشت که بدون زحمتی خم شده در دسترس قرار گیرند، تا چینندهٔ ان هرگاه که خواهد برچیند، مهمانداران بهشت گرد ساکنان ان و پیرامون کاخهایشان در گردشند و آنان را با عسلهای پاکیزه و شرابهای گوارا پذیرایی کنند. آنان کسانی اند که همواره از کرامت الهی بهره مندند تا انگاه که در سرای ثابت خویش فرود آیند و ازنقل و انتقال سفرها آسوده گردند. ای شنونده! اگر دل خود را به منظرههای زیبایی که در بهشت به ان میرسی مشغول داری، روح تو با اشتیاق فراوان به ان سامان پرواز خواهد کرد، و از این مجلس من با شتاب به همسایگی اهل قبور خواهی شتافت. خداوند با لطف خود من و شما را از کسانی قرار دهد که با دل و جان برای رسیدن به جایگاه نیکان تلاش میکند آنگاه که پروردگار عالم ارادهاش بر این تعلق گرفت که یر روی کرهزمین، خلیفه و جانشینی از جنس خاصی (بشر) بیافریند به ملائکه فرمود: «... میخواهم روی زمین خلیفه و جانشینی قرار دهم». پس آدم ابوالبشر را آفرید و او را برتر از ملائکه قرار داد و فرمود: (لقد خلقناکم ثم صورناکم، ثم قلنا للملائکه اسجدوا لاَّدم فسجدوا الا ابلیس لم یکن من الساجدین بعد از خلقت حضرت آدم و حوا و امر کردن خداوند ملائکه را به سجده کردن آدم، این فرمان از طرق خداوند به آنها ابلاغ شد: «ای آدم، تو و همسرت در بهشت سکونت کنید و از نعمتهای بهشتی هر چه میخواهید بخورید، اما نزدیک این درخت نشوید که از ستمگران خواهید بود».{1}اما شیطان به خاطر تکبری که داشت آدم را سجده نکرد و رانده درگاه حضرت حق گردید. آدم و حوا در بهشت مشغول زندگی بودند و از نعمتهای بهشتی استفاده میکردند. شیطان که همه بدبختیهای خود و رانده شدن از درگاه پرفیض الهی را از ناحیه آدم میدانست و کینه او را به سختی در دل گرفته بود، در صدد بود به هر شیوهای که ممکن است موجبات گمراهی آدم و فرزندانش را فراهم سازد و حتی در پیشگاه خدا سوگند یاد کرد که به هر نحوی و از هر سویی که بتوانم آدمیان را گمراه و جهنمی خواهم کرد. شیطان در چنین موقعیتی که حضرت آدم و حوا بهترین زندگی را دارند چگونه میتواند آسوده بنشیند و آدم را در آن همه لذتهای بی منتهای مادی و معنوی مستغرق ببیند و نصیب وی فقط اندوه و حسرت و ندامت باشد؟ اما شیطان ، چگونه توانست ـ پس از رانده شدن ـ وارد بهشت شود. در پاسخ به این سؤال، باید دید آیا بهشتی که حضرت آدم به همراه همسرش در آن ساکن بوده است همان «بهشت برین و موعود» بوده است یا باغی از باغهای دنیا ؟ بر اساس آنچه در روایات و تفاسیر بیان شده است، بهشت حضرت آدم، باغی از باغهای دنیا بوده است؛ زیرا اگر بهشت همان بهشت موعود نیکان و پاکان باشد، با آیات قرآن منافات دارد که میفرماید: «مقربان درگاه الهی در باغهایی قرار دارند که در آنجا سخن بهیوده و لغو نمیشنوند و در آنجا گناهی صورت نمیگیرد». پس بهشت جای ورد اشخاص آلوده به گناه نیست و شیطان که آلوده به گناه بود چطور میتوانست به بهشتی که موعود نیکان است وارد شود؟! از امام صادق(ع) روایت شده است که ایشان درباره بهشت فرمودند: «بهشت حضرت آدم ، باغی از باغهای دنیا بود که خورشید و ماه بر آن میتابید و بسیار زیبا و آب و هوای خوبی داشت.
اگر آن بهشت، بهشت جاودان بود هرگز آدم از آن رانده نمی شد».{2} اقرار و اعتراف به عزّ مقام كبريائي حضرت باري تَعالي شأنُهالعزيز، و سپردن تمام مراتب هستي و انانيّت و شخصيّت را به آن حضرت، و طيّ مراحل و منازل توحيد افعالي و صفاتي و اسمائي و توحيد ذاتي به تمام معني الكلمه دربارۀ آن وجود اقدس؛ درجۀ اعلا و ارفع بهشت را تشكيل ميدهد، و هر درجه و مقام از اين پائينتر را، درجات و مقامات پائينتر. و معلوم است كه محبّت در عالم وجود، يك اندازه قسمت نگرديده است، بلكه به هر موجودي به اندازۀ ماهيّت و ظرفيّت خود ريخته شده، و رشحهاي از محبّت لايزالي و لميزلي بدانجا تراوش كرده است. بنابراين اگر بگوئيم حقيقت بهشت ولايت است، و از آن محبّت مترشّح ميگردد، و اين محبّت در هر عالمي به قدر آن عالم و به سِعۀ آن عالم به صور مختلف و به أشكال متفاوت متجلّي گرديده است و عالم ملك و ملكوت را به وجود آورده است؛ سخني به گزاف نگفتهايم. هر جا محبّت شديدتر باشد، صفا و خلوص و ايثار و انفاق و عبوديّت بيشتر است، و هر جا كمتر باشد كمتر است. پس ميتوان يُحِبُّهُمْ را اساس پيريزي عالم دانست، كه از آن يُحِبُّونَهُ پيدا ميشود. و يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ پيوسته دست در آغوش يكديگر نهاده، و جذب و انجذاب ربوبي و عبودي موجب پيدايش عالم شدهاند. بندگان از خدا آفريده شدهاند و بسوي خدا بر ميگردند، و متّقيان بازگشت خوبي دارند. رسول الله صلّي الله عليه وآله وسلّم مركز ولايت پنهان، و أميرالمؤمنين عليه السّلام ظهور مقام ولايت است. و بر همين اصل، روايت مستفيضه بلكه متواتري داريم بالتّواتر المعنوي، بر اينكه بهشت و آثار بهشت و درجات آن، و حور و قصور آن، و فاكهه و شراب آن، و جَنَّـٰتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الانْهَـٰر آن، و غِلمان و فرشته و خازن آن، و بالاخره تمام خصوصيّات و خواصّ آن؛ از ولايت و متعلّق به ولايت است، و بر ايناصل بنا شده و بر اين اساس مردم از آن بهرمند ميگردند. در «أمالي» صدوق از رسول الله صلّي الله عليه و آله وسلّم روايت است كه: إِنَّ حَلْقَةَ بَابِ الْجَنَّةِ مِنْ يَاقُوتَةٍ حَمْرَآءَ عَلَي صَفَآئِحِ الذَّهَبِ. فَإذَا دُقَّتِ الْحَلْقَةُ عَلَي الصَّفْحَةِ طَنَّتْ وَ قَالَتْ: يَا عَلِيُّ! [189] «حلقۀ در بهشت از ياقوت سرخ است كه بر روي صفحههاي طلا قرار داده شده است. چون حلقه را بر روي صفحه بكوبند، طنين مياندازد و ميگويد: يا عليّ! » و در «خصائص» نَطَنزي از ابن مسعود روايت ميكند كه رسولخدا صلّي الله عليه وآله وسلّم فرمودند: عَلِيُّ بْنُ أَبِيطَالِبٍ حَلْقَةٌ مُتَعَلِّقَةٌ بِبَابِ الْجَنَّةِ، مَنْ تَعَلَّقَ بِهَا دَخَلَ الْجَنَّةَ. [190] «عليّ بن أبيطالب حلقهاي است كه به در بهشت آويزان است، هر كس خود را بدان بياويزد داخل بهشت ميگردد.» و در «خصال» صدوق با سند متّصل خود از عَطيّه از جابر آورده است كه رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم فرمودند: مَكْتُوبٌ عَلَي بَابِ الْجَنَّةِ: «لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَهِ، عَلِيٌّ أَخُو رَسُولِ اللَهِ» قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ اللَهُ السَّمَوَاتِ وَ الارْضَ بِأَلْفَيْ عَامٍ. [191] «بر بالاي سر در بهشت نوشته است ـ دو هزار سال قبل از اينكه خداوند آسمانها و زمين را بيافريند ـ: نيست معبودي جز خدا، محمّد است فرستادۀ خدا، عليّ است برادر رسول خدا.» و نيز در «خصال» با سند متّصل خود از رسول الله صلّي الله عليه وآله وسلّم روايت ميكند كه: أُدْخِلْتُ الْجَنَّةَ فَرَأَيْتُ عَلَي بَابِهَا مَكْتُوبًا بِالذَّهَبِ: لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ، مُحَمَّدٌ حَبِيبُ اللَهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَهِ، فَاطِمَةُ أَمَةُ اللَهِ، الْحَسَنُ وَالحُسَيْنُ صَفْوَةُ اللَهِ؛ عَلَي مُبْغِضِيهِمْ لَعْنَةُ اللَهِ. [192] «مرا داخل در بهشت كردند، و ديدم با خطّ زرّين بر درش نوشته بود: نيست معبودي جز خدا، محمّد است حبيب خدا، علي است وليّ خدا، فاطمه است كنيز خدا، حسن و حسيناند برگزيدۀ خدا؛ بر دشمنان آنان باد لعنت خدا.» در «إكمال الدّين و إتمام النّعمة» صدوق با اسناد خود از أبوطُفيل از عليّ عليه السّلام در ضمن پاسخهاي ايشان به مرد يهودي روايت كرده كه فرمودند: وَ مَنْزِلُ مُحَمَّدٍ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَءَالِهِ وَسلَّمَ مِنَ الْجَنَّةِ فِي جَنَّةِ عَدْنٍ وَ هِيَ وَسَطُ الْجِنَانِ، وَ أَقْرَبُهَا مِن عَرْشِ الرَّحْمَنِ جَلَّ جَلَالُهُ. وَالَّذِينَ يَسْكُنُونُ مَعَهُ فِي الْجَنَّةِ هَـٰؤُلَاءِ الإئِمَّةُ الاِثْنَا عَشَرَ. [193] و منزل و مقام رسول الله محمّد صلّي الله عليه وآله وسلّم در بهشت آنستكه آن حضرت در بهشت عدن هستند، و آن بهشت در ميان همۀ بهشتهاست و از همۀ آنها به عرش خداوند رحمن جلّ جلالُه نزديكتر است. و آن كسانيكه با محمّد در اين بهشت هستند امامان دوازدهگانه ميباشند.»
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:54 توسط امیر حسین شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
كساني كه مادر آنها سيّد است؟
از جهاتي حكم سيد دارند و از جهاتي ندارند . خمس نمي توانند بگيرند و از لباس مخصوص سادات نمي توانند استفاده كنند اما از جاتي شرافت سيادت را دارند .
از رساله آيت الله مكارم شيرازي ص488 مسئله29
+
نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 23:46 توسط امیر حسین شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 17:17 توسط امیر حسین شمس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
من امیر حسین شمس آمدم
+
نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 17:56 توسط امیر حسین شمس
|
|
|||||
|
|||||